MusicMint AI Music Generator Logo
MusicMint

داستان خسرو خوبان و دکتر پنبه

narrative folk traditional

DarkIndie8935·3:33

Lyrics

[Verse]
یک شب خسرو خوبان خواب دید
مهی از دور چون آفتاب در رسید
دکتر پنبه با لبخندی شیری
با او گفت بیا شفا نزد من است

[Verse 2]
خسرو گفت درمان دلم چیست دکتر
دلم زخمی عشق مانده بی‌خبر
پنبه گفت ز خم بیا و جام نو
ناجی تو اینجاست دلا غصه نخور

[Chorus]
با هر چرخش جام و ناله‌ای دگر
عشق از سر انگشتان بیرون آمد
دکتر پنبه با ناز و خنده گفت
دل‌های عاشق تنها شفا یابند

[Verse 3]
خسرو آن شب تا سحر به گوشه‌ای
نشست و شد دلش همچون آفتاب
دکتر پنبه با عشقش ساخت
آسمان پر از نور شد و ماهتاب

[Chorus]
با هر چرخش جام و ناله‌ای دگر
عشق از سر انگشتان بیرون آمد
دکتر پنبه با ناز و خنده گفت
دل‌های عاشق تنها شفا یابند

[Bridge]
در دل تاریکی شبی بی‌پایان
خسرو و دکتر شدند رازدان
دل‌های‌شان تا ابد پیوند خورد
در قصه‌ای که به عرش پرکند

Like this song? Create something similar