غم فردا (Tomorrow's sorrow) (Ambience Cover)

Lyrics
درسبز زار دل به تماشـا نشسته اَم
امروز چون گذشت در غم فردا نشسته اَم
از گل عذار مـن خبری نیست روز و شـب
در اِنـتِظـارِ او با غمِ تنها نشسته ام
در بـاغ زنـدِگـی خـبـر از آشـنـا نـبـود
چون من غریب بودم و تنها نشسته ام
از دستِ روزگار چه گویم، چِها گـذشـت
امروز طی شد و من در پی فردا نشسته ام
<Chorus>
مـن در فـراق یـار چه اشكها که ریختم
بـا سـیل اشـكها برلـب دریـا نشسته ام
<verse2>
بـاز آی و بر دل زارم نـظـار كن
تـا گویـمت برای چه تـنها نشسته ام
ای بـی خـبر ز نـالِه ی عشاق سینه چاك
از بـهـر دیـدنـت، به تمنا نشسته ام
یـارب تـو داد مـن بـستان، از ستمگران
دانـی كه مـن ز بـهر تماشا نشسته ام
محمود ز درد عشق، همی ناله كرد و گفت
مـن در غـم تـو بـا دل شیدا نشسته ام
<Chorus>
مـن در فـراق یـار چه اشكها که ریختم
بـا سـیل اشـكها برلـب دریـا نشسته ام
