
وقتی گریبان عدم با دست خلقت می درید
Male and female singer Blend traditional Persian instruments (setar, daf, santur) with deep electronic beats and atmospheric synths, creating a mystical yet modern soundscape that highlights poetic, truth-seeking lyrics.

وقتی گریبان عدم با دست خلقت می درید
Male and female singer Blend traditional Persian instruments (setar, daf, santur) with deep electronic beats and atmospheric synths, creating a mystical yet modern soundscape that highlights poetic, truth-seeking lyrics.
Lyrics
وقتی گریبانِ عدم
با دستِ خلقت می درید
وقتی ابد چشم تو را
پیش از ازل می آفرید
وقتی زمین ناز تو را
در آسمان ها می کشید
وقتی عطش طعمِ تو را
با اشک هایم می چشید
من عاشقِ چشمت شدم
نه عقل بود و نه دلی
چیزی نمی دانم از این
دیوانگی و عاقلی
چیزی نمی دانم از این
دیوانگی و عاقلی
یک آن شد این عاشق شدن
دنیا همان یک لحظه بود
آن دم که چشمانت مرا
از عمق چشمانم ربود
وقتی که من عاشق شدم
شیطان به نامم سجده کرد
آدم زمینی تر شد و
عالم به آدم سجده کرد
من بودم و چشمان تو
نه آتشی و نه گِلی
چیزی نمیدانم از این
دیوانگی و عاقلی
چیزی نمی دانم از این
دیوانگی و عاقلی
من عاشق چشمت شدم
شاید کمی هم بیشتر
من عاشق چشمت شدم
شاید کمی هم بیشتر
چیزی در آن سوی یقین
شاید کمی هم کیش تر
آغاز و ختم ماجرا
لمسِ تماشای تو بود
دیگر فقط تصویرِ من
در مَردُمَک های تو بود
